... لطفا اخلاق را مسخره نکن! (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

قال حسين بن علي علیهما السلام: «النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدينُ لَعْقٌ عَلي الْسِنَتِهِمْ يحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعايشَهُمْ فَاذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيانُونَ»

بحث جدیدی را در حوزه اخلاق شروع کرده ایم و إن شاء الله از این پس، خلاصه هایی را مانند مباحث کیمیاگر خود باش در وبسایت بارگذاری می کنیم. چون ایام محرم است، با حدیثی شریف از حضرت سیدالشهداء علیه آلاف التحیة و الثناء ابتداء سخن کردیم و از همان بزرگوار استعانت می جوییم تا ما را به مرضیاتش بکشاند.

اول می فرمایند: مردم، بندگان دنیایند.

مردم کیستند؟

ناس یا مردم، یک لغتی است که تعبیرات مختلفی در احادیث دارد. باید ببینیم تعبیر مراد در اینجا کدام است.

1) مردم در لغت ظاهر، تمام مردمند. یعنی هر دوپایی که گوشت و خونش از حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام به وجود آمده است.

2) در اصطلاح قرآنی که یا ایها الناس گفته می شود یا ائمه که گاهی ناس می فرمایند، یعنی مسلمانان یا مؤمنان.

3) گاهی هم می فرمایند ما ناس هستیم و مؤمنان اشباه ناس هستند؛ یعنی شبیهان به ما هستند و غیر از مؤمنان، باقی مردم نسناس هستند. و نسناس، حیوانی است شبیه به میمون و بوزینه. ناس در این اصطلاح، اشاره به مقام محمد و آل محمد صلوات الله علیهم أجمعین دارد در جایی که خداوند می فرماید أم یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله. آیا بر ناس، حسد می برند به خاطر آن فضائلی که خداوند جل شأنه به ایشان ارزانی کرده است؟

با توجه به متن حدیث شریف، معلوم است که در اینجا ناس، مسلمانان هستند. آنهایی که قالت الأعراب آمنا قل لم تؤمنوا و لما یدخل الإیمان فی قلوبکم و لکن قولوا أسلمنا. اعراب گفتند ایمان آوردیم. به ایشان بگو ایمان نیاوردید و هنوز ایمان داخل قلبهای شما نشده است ولی بگویید مسلمانیم و اسلام آورده ایم و تسلیم امر تو شده ایم. در این آیه مبارکه، هم بشارت است هم انذار و تحذیر. هم ترساندن است و هم امیدواری.

ترساندنش آن جا است که می فرماید شما مؤمن نیستید و معلوم است که غیر مؤمن داخل بهشت نخواهد شد. باید ایمان را در قلب خود جای دهید و این علاماتی دارد. در قسمت بعدی شاید به این علامات بپردازیم. پس تا مسلمان هستید و مؤمن نیستید، ممکن است منافق شوید. خیلی ترسناک است.

امیدواریش در یک لفظ کوتاه است که فرموده "لمّا". هنوز ایمان داخل دلهای شما نشده است. این یعنی شما می توانید از خداوند بخواهید که ایمان را در قلوب شما جای دهد. باید سعی کنید. حال کامل یا ماضی نقلی، دالّ بر این است که اتفاقی افتاده و تا حال ادامه دارد. اما حتم و حکم نشده که از این به بعد هم ادامه یابد. و لفظ هنوز، به خوبی به ما می فهماند که نه تنها حتم و حکم نشده، بلکه جای امیدواری است که اگر دست بجنبانیم تحصیل ایمان هم خواهیم کرد.

کمی از مسلمانی فهمیدیم. کمی از ناس فهمیدیم. پس ناس در این حدیث شریف، مسلمانان هستند؛ یعنی، کسانی که فقط تسلیم شده اند اما با دلهای خود، قبول نکرده اند. هنوز شک و گمانهای اشتباهی در ذهن و دل آنها جا دارد. این یک مطلبی بود که عرض شد. هر جا یقین هست، گمان و شک نیست.

وقتی ما، مطلبی یا شیئی را می خواهیم درک کنیم، ممکن است صرفا از آن توهمی داشته باشیم. یا ممکن است شکی داشته باشیم. توهم، مثل اینکه تو کسی را دوست داری و می گویی او هم مرا دوست دارد. اما فقط 25 درصد احتمال می دهی که حرفت درست باشد. پس تو متوهمی و در واقع، گمان تو این است که او تو را دوست ندارد.

گاهی ممکن است، 50 درصد احتمال دهی که او هم تو را دوست دارد. شک داری که آیا تو را دست دارد یا دوست ندارد. این شک، تو را دچار تزلزل می کند و نمی دانی که باید با او چگونه رفتار کنی و در برابر او چه تصمیماتی بگیری.

گاهی ممکن است با توجه به شواهد و رفتارهای متفاوت، به این نتیجه برسی که تا 75 درصد او تو را دوست دارد. این را اصطلاحا گمان و تخمین می گویند. گمان تو این است که او تو را دوست دارد. اما هنوز هم باورت نمی شود.

هر گاه اطمینان پیدا کردی که او صد درصد تو را دوست دارد، این اسمش یقین است و به این دلیل، ایمان پیدا می شود.

نکته دیگری که باید بدانیم این است که هیچ یک از اینها با زور زدن یا فشار آوردن به مغز یا با غصه و ناراحتی تغییر نمی کند. هر کدام از اینها دلایلی دارد که به وجود آورنده آن ها است.

حالا بهتر می فهمیم که چرا خداوند مهربان، مسلمانان را سرزنش می کند. زیرا که آنها در قلب خود، یقین ندارند. اطمینان و ایمان ندارند. یعنی چه؟ خوب، اگر ایمان ندارند،

1) یا تخمین زده اند

2) یا شک دارند

3) و یا حتی توهم دارند

که دین اسلام، دین صحیح الهی است و آخرت و معاد، حق و راست است.

4) و یا اصلا در دل خود قبول ندارند و اصطلاحا در دل خود منکر هستند.

پس این طور افراد، لایق عتاب و سرزنش هستند.

برای فهم معنای مسلمانی، باید علایم ایمان و اسلام را در ظاهر بیان کنیم تا ببینیم چرا ناس، عبید دنیا شده اند.